تبليغاتX
being alive
یاد تو افتادم این شب ها

چه زود از یاد میبرن نام اسطورهایشان را این مردم

هنوز در زادگاهت عکست بر دیوارهایشان نقاشی شده مانده؟فکر نکنم احتمالا جایش را ستارهای پوشالی امروز گرفته که بوی گند حاشیه هایشان حالمان را بهم میزند

دنیا کم دارد این روزها دریبل هایت را

عرق کردن هایت را

لبخند مغرورانه ات را

خونسردی ات را

..........................................................................................................................

من و رضا در جاده

فریاد می زدیم:

Threatened by shadows at night, and exposed in the light

Shine on you crazy diamond

..............................................................................................................

بچه بودم پول خرید یک ماهی عید را نداشتم

۲۳ سال دارم و هنوز پول خریدن ماهی عید را ندارم

چرا؟

.............................................................................................................

تیتر این پست برگرفته از تیتر روزنامه فرانسوی فردای بازی برزیل و فرانسه در فینال سال ۹۸ است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 29 اسفند1387ساعت 0 AM  توسط هادی.ا  | 

امروز در قطار با یک نابغه ملاقات کردم

تقریبا شش ساله

کنار من نشسته بود

همان طور که قطار در امتداد ساحل حرکت می کرد

اقیانوس را دیدیم

او به من نگاه کرد و گفت

((اصلا قشنگ نیست))

و من اولین بار بود که این را می فهمیدم

........................................................................................................

شاید باور نکنی

ولی آدم هایی هستند

که زندگی شان

بی کمترین رنج و پریشانی

میگذرد

خوب لباس می پوشند

خوب می خورند

خوب می خوابند

از زندگی خانودگی شان راضی اند

البته بعضی وقت ها غمگین می شوند

ولی اثری بر زندگی شان نمی گذارد

همیشه حال شان خوب است

و مرگ شان

مرگی است راحت در میانه ی خواب

شاید باور نکنی

ولی این جور آدم ها وجود دارند

ولی من ازآن ها نیستم

نه من هرگز ازآن ها نیستم

من حتا هیچ نزدیکی به نوع زندگی آن ها ندارم

ولی آن ها

آن جایند

و من اینجا

................................................................................................................

گوشت بر استخوان است

در آن ذهنی می گنجانند

و گاهی اوقات روحی

و زن ها گلدان ها را بر دیوار می شکنند

و مردها بسیار می نوشند

و هیچ کس طرفش را پیدا نمی کند

ولی از این به آ ن بستر

جست جوی شان را ادامه می دهند

گوشت بر استخوان است

و جسم به دنبال چیزی ورای جسم می گردد

ولی هیچ شانسی نداریم

همه مان گرفتار دام سرنوشتی واحدیم

هیچ کس آنش را پیدا نمی کند

زباله دانی های شهرها پر می شوند

گورستان های ماشین پر می شوند

دیوانه خانه ها پر می شوند

بیمارستان ها پر می شوند

گورستان ها پر می شوند

وهیچ چیز دیگر پر نمی شوند

...........................................................................................................

شعر ها از چارلز بوکوفسکی

انتخاب عکس ها از منگ

انتخاب شعر از جوکر

عکس اول اثر:meyerowitz**blue hour

عکس دوم اثر :shore**el paso

عکس سوم اثر:Garry winogrand**worlds fair

این اولین همکاری من و منگ است امیدوارم آخرین هم نباشد.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 اسفند1387ساعت 11 PM  توسط هادی.ا  | 

از این به بعد یک سری عکس همینجوری می خوام اینجا بذارم دوست داشتید ببینید دوست داشتید نظر بدید نداشتید هم ....

سگ ....جاده....آسمان....همچیز مهیای رفتن

نارنجی رنگ محبوب دوران کودکی ام

راه باید رفت راه باید رفت ...بسیار باید راه رفت

مدل عینک گذاشتنش شبیه آل پاچینو در پدرخوانده ۳ است وقتی عینک رو گذاشت و مرد.

چترمان سیاه بود...دلمان صورتی...

+ نوشته شده در  سه شنبه 6 اسفند1387ساعت 11 PM  توسط هادی.ا  |